" حسن روشان " شاعر توانمند بجنوردی رتبه ی نخست شعر کلاسیک ششمین جشنواره شعر فجر را از آن خود کرد. با عرض تبریک و توفیق روزافزون برای ایشاناین موفقیت را به همه شاعران و همشهریان بجنوردی خصوصا آقای روشان تبریک می گوییم
برگزيدگان و تقديرشدگان ششمین جشنوارهي شعر فجر:
شعر سنتي:
رتبه اول: حسن روشان از خراسان شمالي، شهر بجنورد
رتبه دوم: رضا نيكوكار از گيلان، شهر رشت
رتبه سوم: شيما احمدي از استان تهران، شهر تهران
شعر سپيد و نيمايي:
رتبه سوم: به طور مشترك، قربان بهاري از استان تهران، شهر تهران و سيدرسول پيره، استان البرز، شهر كرج
تقديرشدگان اين بخش:
حميدرضا اقبالدوست از استان گيلان، شهر صومعهسرا و تيمور آقامحمدي از استان آذربايجان، شرقي، شهر تبريز
بخش كودك و نوجوان:
رتبه دوم: عباسعلي سپاهي يونسي از استان خراسان رضوي، شهر مشهد
رتبه سوم: فاضل تركمن از استان تهران، شهر تهران
تقديرشدگان اين بخش:
سيداحمد ميرزاده از استان خراسان رضوي، شهر مشهد و حميد هنرجو از استان تهران، شهر تهران
بخش سرود و ترانه:
رتبه دوم: امينه دريانورد از استان هرمزگان، شهر درگهان
رتبه سوم: ياسر قنبرلو از استان قزوين، شهر قزوين
بخش پژوهش: زهرا محدثي خراساني از استان خراسان رضوي، شهر مشهد، محمد مرادي از استان فارس، شهر شيراز، محمد گودرزي دهريزي از استان تهران، شهر تهران.
دلتنگ سال های بارانی ام
در خیابان که به برف می نشیند قدمهای جامانده ات
درخت می شوم
پوست می کند فصل
ترک می خورد پرنده
در چشمهای هر روزه ام
فرو میریزد
می ترسم
می ترسم...
این روزها
پشت به نقشه های زمین ایستاده ام
هی عشق را از صورتم پاک می کنم
وبا پرواز هر پرنده ای زیر گریه می زنم
زیر خودم
وزیر هرچه که هستم
می دانم
لک لک ها مسیر های بازگشت را گم نمی کنند
گرچه باران
نیمی از آسمان را به جنوب برده است.
من
دلتنگ تاریخ رفته ی این ایستگاهم
این هوا
که هی پخش می شود روی صورت ما
این نقشه ها که دور سرم چرخ می زنند
توی سرم فکر می کنند
وقتی به توفکر می کنم
به چه چیز فکر می کنم
لابد
ناشناسی شبانه در اصل های من دست برده است
بگذار تو هیچ کس نباشی
من تو را به استثنای خودم بردم
بگذار قطارها
از لای در به اتاقم نفوذ کنند
ایستگاه همیشه در سرم ایستاده است
متولّد شدم
در شعری که
عطر عبور تو در آن جاری است
و اثر انگشت مرا دارد .
واژه هایم کدر،
خاطرم مکدّر ؛
احساسم زنگ زده .
.
.
.
مشترک مورد نظر !
به باد می دهی مرا
وقتی رقص موهای رهایت
باد را به بازیچه گرفته است .
خوب می شناسم
دیوانه ای را
که ورد زبانش بود :
[ ماه را بگویید :
تا دیدارت ، چند پلّه راه است ؟! ]
بارت را بسته ای
در چمدانی که
طومار زندگی ام درهم پیچید .
مسافر!
کدام ایستگاه این ترن ،
« خوشبختی » است ؟!
روی سکوی کوچک خانه نان و خرما دوباره پیدا کرد
مردی آمد غریب و دریایی مردی از جنس روشن خورشید
چهره بر آتش تنور گرفت نان این خانه را مهیا کرد
آمد و خنده را به لب های کودکان یتیم کوفه نشاند
خانه ی غم گرفته ی ما را باز سرشار شور و غوغا کرد
چشم هایش تبلور دریا مهربان بود و ابری و خاموش
سال ها در سکوت نخلستان عقده های نگفته را وا کرد
اخگر سرخ دست های عقیل سند روشن عدالت شد
چه کسی اینچنین صریح و فصیح عدل را شاعرانه معنا کرد
به موازات جاری تقدیر تا ابد راز سرخ محرابی
چه کسی جز تو این چنین گویا عشق را عاشقانه امضا کرد
بوسه زد تیغ بر سرت ناگاه باز شق القمر مکرر شد
این چنین معجزی خداواندا کافری می تواند آیا کرد ؟
کیستی ای نهایت پرواز که به دنبال بال سیمرغت
عقل در وادی طلب وا ماند عشق حیران شد و تماشا کرد
چندیست باز فرصت لبخندمان کم است
یعنی هر آن چه می چکد از واژه ها غم است
در پیله ی سکوت غریبانه زیستن
آیینه ی مسلم جبری مسلم است
عمریست می کشیم بر این شانه مرگ را
این زندگی که نیست، خدایا جهنم است
در زیر بار ذلت و در زیر بار نان
دیریست، باز گردن اهل زمین خم است
جز اشک و شک به چشم اهالی ندیده ام
یعنی بساط فاجعه هر سو فراهم است
این جا ز ترس تهمت مردم، مسیح نیز
دنبال شاهدی پی تطهیر مریم است
حتی زبان و ذهن تمام پرندگان
مثل هوای آخر پاییز، مبهم است
گفتی چرا به خنده لبم وا نمی شود؟
هر چار فصل زندگی من محرم است
من خویش را سروده ام و زخم خویش را
شاعر شعورِ عاصیِ اندوه عالم است
ماندیم و سوختیم و شکستیم و ساختیم
دلتنگی ام فراتر از این ها که گفتم است
یک شعر تقدیم به اندوه نازنینم!
مگر اندوه تمام می شود
برای دلخوشی تو رفته پشت درختان
یا روی مجسمه ی میدان شهر نشسته
یا از لوسترهای آویزان
نگاهت می کند
و انرژی های منفی یعنی همین.
گاهی انسان تنهاست
ناگهان قانونی را می فهمد
که سخت بود پیش از این
آه اندوه!
آه اندوه!
فکر می کنم که مدیونم به تو!
نرگس برهمند
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
آيين پاياني جايزهي شعر خبرنگاران با تقدير از محمدعلي سپانلو بهبهانهي نيم قرن حضور ادبي و معرفي برگزيدگان برگزار شد.
به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان (ايسنا)، در پنجمين دورهي جايزهي شعر خبرنگاران روز (پنجشنبه، 19 اسفندماه 1389) با داوري سوري احمدلو، محمدهاشم اكبرياني، عليرضا بهرامي، محسن فرجي و ياسين نمكچيان برگزار شد، بهبهانهي يك عمر شاعري از محمدعلي سپانلو تقدير و مجموعهي شعر «به دنيا اعتماد كردهام» نرگس برهمند بهعنوان كتاب برگزيده معرفي شد
این موفقیت را به همه شاعران و همشهریان بجنوردی خصوصا خانم برهمند تبریک می گوییم
ک سلام دوباره به دوستان خوب بجنوردی ام!
همان طور که قول داده بودم کتابفروشی های حاتمی" واقع در 17شهریور" و کتابفروشی امید فردا چهار مجموعه ی شعر من و همسر عزیزم جواد کلیدری را لابلای قفسه های خود مهمان کردند.
هرچند ناقابل است و باید به همهی دوستان تقدیم می شد اما امان از این دوری.....
به خدایی که در همین نزدیکی ست می سپارمتان......
منتظر حرف ها و نظرهای دوستان جدید و قدیم هستم.
نگاهی گذرا به زبان صمیمی غزل در مجموعه ی
"رشته کوه عزیز"
سروده ی: نرگس برهمند
کتاب " رشته کوه عزیز" مجموعه ای است شامل 41 غزل سروده ی خانم نرگس برهمند شاعر خوب وتوانمند خراسانی. این کتاب در 56 صفحه با طرح جلدی که برآمده از از نام مجموعه و یادآور کوه های آلاداغ و شاه جهان در خراسان شمالی است و صفحات کاهی که دیرینگی عشق و شاید غزل را تداعی می کند هارمونی زیبایی را پدید آورده است.
از بارزترین ویژگی های مشترک میان غزل های این مجموعه که بیشتر سروده های سال های 77 تا 85 را در برمی گیرد- به جز آخرین شعر که تازه ترین اثر این مجموعه است- صمیمیت و زلالی زبان در آن هاست " نوعی سهل و ممتنع گرایی".
با نگاهی به تاریخ سرایش این شعرها پس از پایان یافتن هریک می توان به تاثیر گذر ایام بر استحکام زبان و افزایش هنر شاعری برای آفرینش تصاویر تازه و بدیع و رسیدن به نگاهی نو پی برد.
بنده که از سال های آغازین دهه ی 70 با شعرهای خانم برهمند آشنایم خوش بختانه شاهد حرکت مداوم رو به کمال در آثار ایشان بوده و هستم. شاعر در این مجموعه نشان داده که با زبان غزل معاصر آشناست و به زبان شعری مخصوص و نگاه ویژه ی خود دست یافته است. در بعضی جاها به تجربه های نوین شعر معاصر هم نگاهی داشته است:
و روی دست تو تشییع من تماشایی ست غزل2
که مصراع دوم بیت را به خواننده واگذار کرده است.
از بسامد واژگان در این مجموعه می توان به دغدغه ها و دلبستگی های درونی شاعر پی برد که از پربسامدترین آن ها می شود به این موارد اشاره کرد:
مسافر – سفر – اردی بهشت – اسفند – قهوه – نشابور – چشم – نگاه – اصطلاحات شعری ( مصرع – غزل – استعاره – ایجاز) شاعر – انگور – ضمیر شخصی تو و.....
انواع صنایع لفظی و معنوی و آرایه های بدیعی در جای جای شعرها به چشم می آید. در بسیاری از شعرها واج آرایی هنرمندانه ای را می توان یافت:
تب تند نگاه تو تا چند غزل 3
هم باده با تو بون و هر شب بگو بخند غزل7
وبسیاری آرایه های دیگر که در این مجال نمی گنجد.
شاعر در انتشار برخی شعرهای این کتاب با شتابزدگی گذر کرده به طوری که کاستی هایی را موجب شده که به دومورد از آن ها اشاره می شود:
1- کاربرد تضمین های بدون ارجاع و بی نام:
تاتار لحظه های نشابوری منی غزل6
شعرم به لحظه های وخامت رسیده است غزل 10
2- آشفتگی وزن و موسیقی:
دوباره رودخانه دسته گل به آب داد غزل22 وزن شعر مفاعلن مفاعن مفاعلن می باشد.
بادبادکی سوار باد بود غزل 41 که وزن این غزل هم فاعلات فاعلات فاعلات فع می باشد. البته احساس می شود در مصراع اخیر یک واژه هنگام چاپ جا افتاده که در این صورت ضعف ویراستاری به شمار می آید.
{ البته فقط از جهت یادآوری باید بگویم واژه ی رودخانه در اصل، رود بوده است و همان طور که جناب آخته هم حدس زده اند، کلمه ی دوش هم در بیت بعدی از قلم افتاده است. در این صورت هر دو تشتت وزنی که ایشان اشاره فرموده اند، منتفی می شود.}
از دیدگاه نگارنده دلکش ترین و نغزترین غزل این مجموعه غزل 24 است که ترجمان شاعرانه ای از باورها و دیدگاه شاعر است. آن چنان که نام این مجموعه نیز از یکی از مصراع های این غزل برآمده:
صبور و ساده و مغرور، رشته کوه عزیز
نشسته پای دلم، تکیه گاه یعنی این.
خانم برهمند در انواع قالب های کلاسیک و نو دست توانایی دارند و شعرهای این کتاب توانسته است توانمندی های شاعر را در غزل به شایستگی بروز دهد.
در پایان موفقیت روزافزون را برای این شاعر آرزو دارم.
مجید آخته - مهرگان ۱۳۸۸ خورشیدی
